|
Jahanam-e-Farzanegan
|
|||
|
سلام! چطورین؟ خوبین؟ چه خبرا؟ ما بلاخره پس از سالها مشقت و صبر و حوصله و از اینا که میگن..و پس از شب ها زیر دود چراغ درس خواندن... پس از ساعتها از صبح خروس خون تا بوق سگ(اینو از فارسی۱ یاد گرفتم دخترااا! دیگه وقتشه! مادر مادر بزرگ من هم سن شما که بود ۶ تا بچه داشت! (بسم الله!چه بووود؟ خووووب... از بحث بسیار جدی و مهم ازدواج که بگذریم(پیام بازرگانی: ازدواج نصف دین شما را حفظ میکند از درس بسیار شیرین و پرمحتوای دین و زندگی شروع میکنیم(ما امسال تازه از 2-3 فصل آخر فهمیدیم این واژه ی زندگی تو تیتر کتاب مال چیه؟)، دبیر عزیز میاد سر کلاس: «بچه ها سلام! حرف نزن خانوم خوب وقت نداریم! وایسید ببینم کیا تو این کلاس خمس میدن؟دستا بالا! وایسین یادداشت کنم...خوووب کیا تو این کلاس به موسوی رای دادن؟...آهاااا..کیا با این مملکت مخالفن؟..آفرین... کی؟ من تفتیش عقاید میکنم؟ چرا حرف الکی میزنی خانوم محترم؟... خوب میگفتم، وقت نداریم...درسو باز کنید.. زیر اینایی که میگم خط بکشین: از، تا، چرا، میشود، راه درست زندگی آن راهی، شما، ما، ... بچه ها وقت نداریم، یه تاریخ امتحان مشخص کنید..» ریاضی: نابغه ی کلاس: خانوم! خانوم! من از این راه رفتم! ادبیات: «سلام بچه ها! حضور غیاب نمیکنم، وقت نداریم، هرکی غایبه خودش دستش بالا!! خوب، درس کبوتر طوقدار رو باز کنید، بچه ها این درس خیلی مهمه.. حالا وقت نداریمااا ولی من یه چیز بگم بخندیم، یه سال بچه ها میگفتن این موشه دوست دختر کبوتره بوده..خوب دخترای گل! ماژیک بکشین رو این جمله کنایه داره از .... . بهبهانیا از ماژیک شوشتریا استفاده کنید.. بدو دختر خووووب... خوب حالا اینجا چی داره؟ آفرین، استعاره ی مکنیه است، جا نمیشه؟ من نمیدونم، یه جور جاش کنین دیگه، قبلیا رو پاک کن دختر گلم!... چیه عزیزم؟ اینی که میگم رو نداره کتابت؟ بنویس ما نداریم!...» زبان: (اول توضیح بدم که قسمت های آبی افکار دبیر هستن فیزیک: « سلام.. این فرمولایی که نوشتم رو بنویسین..به جز اینا هم هیچی نمیخواد یادداشت کنید، همش تو کتاب هست...دیگه همین..این فصلم تموم شد..خوب 2تا سوال بنویسید...عههه! زنگ خورد.. بچه ها هفته ی دیگه امتحان میخوام بگیرم.. اصلا مهم نیست که سوال حل نکردیم، من درسمو دادم شما هم با نمونه سوالا آشنا میشین سر امتحان.. اشکال نداره بچه ها... راستی من انقدر تند تند درس دادم وقت زیاد میارما.. هر دبیری میخواد بگین بیاد ساعت منو بگیره من برم خونه یه کم بخوابم...» زمین شناسی:« آمفیبولها جزء سیلیکات های تیره هستن، سیلیکاتهای کلسیم و منیزیم و آهن آبدارن، از مهمترین اونها هورنبلاند هست، آزبست از اقسام آمفیبول هاست... بیوتیت یکی دیگه از سیلیکاتهای تیره هست، سیلیکات آهن، منیزیم و پتاسیم آبداره، میکاها از این دسته ان...فلدسپات ها از سیلیکات های روشنن..بعضیا سیلیکات آلومینیوم و پتاسیمن که بشون میگیم ارتو کلاز، بعضیا سیلیکات سدیم و کلسیم دارن که بشون میگیم پلاژیو کلاز..فهمیدین خانوم گلا؟؟» خانوم گلا: تاریخ: اینو اختصاصی واسه بچه های انسانی میذارم..دبیر محترم وارد کلاس میشه..در حالی که مانتوش چروکه..طبق معمول همیشه کلاس خالیه..هرکی به یه بهانه ای رفته بیرون..کساییم که تو کلاس هستن همه سه نفری نشستن، دارن بازی میکنن..دبیر شما هم کاری نمیکنه جز اینکه بره بشینه رو نیمکت اول(خودش رو میز میشینه، پاشو میذاره رو صندلی)...شما به صندلی نگاه میکنین و با خودتون فکر میکنید کفش های یه نفر چقدرررر میتونن خاکی باشن
امیدوارم داوطلبین عزیز نهایت استفاده رو برده باشن... دیگه به خاطر کمبود وقت از گفتن بعضی درسای ساده تر پرهیز(!) کردیم!
تابستون خوبی رو براتون آرزو میکنم! سعی کنید با درس خوندن خوش بگذرونید!
نوع مطلب : برچسب ها : |
مطالب اخیر
آرشیو وبلاگ
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز : بازدید دیروز : بازدید این ماه : بازدید ماه قبل : تعداد نویسندگان : تعداد کل پست ها : آخرین بازدید : آخرین بروز رسانی : |
||