تبلیغات
Jahanam-e-Farzanegan - هیییی روزگار!
Jahanam-e-Farzanegan
 
پنجشنبه 26 آذر 1388 :: نویسنده : ترانه

سلام!‌چطورین؟‌چه خبرا؟

آقا هی ما خواستیم از قانون جذب استفاده کنیم،‌ به خودمون تلقین کنیم که درس خوندن خوبه،‌ هی میگفتیم حالا 2سال درس میخونیم 60 سال راحتیم... خوب نمییییشه!!!

از اول این هفته شنبه: امتحان ادبیات،‌فوق ادبیات(امتحان ادبیات رو اختیاری گذاشت گفت هرکی میخواد یک شنبه بده)،‌امتحان عربی هم داشتیم که خانوم اهوازیان انداختش واسه دوشنبه

یک شنبه: فوق موندیم واسه امتحان ادبیات،‌ زیست و فیزیک هم داشتیم

دوشنبه: امتحان عربی ،‌ فوق ریاضی‌،‌ تاریخ و دینی هم داشتیم

سه شنبه: امتحان فیزیک،‌ فوق زیست(یعنی برنامه ی سه شنبمون این بود: فیزیک،‌زیست، فیزیک، زیست)

چهارشنبه: امتحان شیمی،‌کوییز زبان،‌ فوق زبان

پنج شنبه: امتحان زمین،‌ حل تمرینای ریاضی

لازم به ذکره که هفته های گذشته هم به همین منوال امتحان داشتیم!‌حالا خانوم کمایی لطف کرده به دبیرا گفته از بچه ها این هفته ی آخر امتحان نگیرین،‌همه ی دبیرا هم هاهاها میخندن میگن حالا ما اسمشو عوض میکنیم،‌پرسش کلاسی انجام میدیم!!

شنبه امتحان ترم تاریخ داریم و احتمال خیلی زیاد 5شنبه امتحان ترم زمین،‌ این وسط یه روز هم باید امتحان کتبی ورزش بدیم!! فرجه ی امتحانا رو هم که دیدین... یعنی این یه هفته همش باید بشینیم واسه ترم بخونیم...!!! ببینید چقدر زور میگن به این قشر آسیب پذیر دانش آموز

امروز امتحان تاریخ هم داستانی داشت واسه خودش، اول رفتیم سالن بالا گفتن بهشتیا داخلن ما هم خوشششششحااااال برگشتیم تو کلاس... دیگه هر بچه ای که از اول دبستان پا به جرگه  ی دانش آموزا میذاره میدونه تو کلاس راحتتر میشه تقلب کرد! ولی از اونجا که بخت اصلا با ما یار نیست اونا امتحانشون تموم شد و ما ساعت 11:30 رفتیم سالن.. من خودم نصف سوالا رو شانسی نوشتم، هیچ کدوم یادم نمیومد! شانس درست بودن ولی بعضی از بچه ها فکر میکردن میوفتن!

سر امتحان هم شاهد دادهای برادران بهشتی بودیم... انقدر این بازی حساسه؟؟! همه با هم آه میکشیدن، دست میزدن، با هم میگفتن گللللل! خلاصه ما هی ذهنمون رو متمرکز میکردیم روی مدرس و مصدق و تدین و تیمورتاش و ... اینا هی یه چیزی میگفتن! آخرش که دیگه از همش جالب تر بود، ناظمشون گفت: بچه های سوم تجربی بمونین واسه فوق! یکم گذشت دوباره گفت از بچه های سوم تجربی منظورم کلاس تقویتی بود! تقویتی ها بمونین!(مگه تقویتی هم داره شهید بهشتی؟)

خبرهای جالبی هم رسیده دال بر اینکه سوم های بهشتی امتحان زبان فارسی نمیدن!!!! چون دبیرشون بد بوده، عوضش کردن، حالا هم چون دبیر جدیده و کلا چیزی بلد نیستن امتحان نمیدن!!  بعد جال اینجاس که دبیر زبان فارسی ما رو حتی دبیر راهنمایی بش میخنده، خودش میاد هر جلسه حرف خودش رو عوض میکنه، ما آخر نفهمیدیم شناسه وند تصریفیه یا دستوری؟ شاید اصلا وند نیست!! تعداد تکواژا رو بعضی وقتا اشتباه میگه، امتحان گرفته خودش نمیدونه چند تا تکواژه!!...حالا خوبه واسه بهشتی عوض کردن دبیرشونو ما رفتیم به صحرایی گفتیم گفت خوب شما اشتباهاتش رو سر کلاس مودبانه بش گوشزد کنین!!! خوب اگه اینجوره اصلا دبیر زبان فارسی واسه چیمونه؟

خلاصه اینا یه کاری میکنن که آدم با هفت جد و آبادش از درس خوندن منصرف بشه!

به قول حافظ:

شراب تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش/ که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

خوش بگذره با امتحانات ترم!

بای بای





نوع مطلب :
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ترانه

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :