تبلیغات
Jahanam-e-Farzanegan - !!!......!!!
Jahanam-e-Farzanegan
 
دوشنبه 23 شهریور 1388 :: نویسنده : ترانه

به به !‌سلام!‌چطورین؟خوفین؟

دلم برای اینجا تنگ شده بود...البته اونجا هم خیلی خوب بودااا...ولی خوب دیگه وطن من اینجاست...اینجا بزرگ شدم...اونجا احساس غربت میکردم!اونجا امکاناتش بیشتر بود، خوشگل تر بود، اسمش باکلاس تر بود(سمپادکیدز)...ولی خوب چه کنیم که هیچ جا خونه ی خود آدم نمیشه...خلاصه این شد که تصمیم گرفتم هم اینور باشم هم اونور...

انقدر اینور اونور گفتم یاد اونور افتادم...یه سری کلاسهای مجازی تاسیس شده اونجا که افتخار دادن به من و یکی از مدرساشون من هستم...البته جناب استاد دکتر اسکل منت گذاشتند و از بنده برای همکاری دعوت کردند و من هم فرمایش ایشان را پذیرفتم...باشد که شما هم چیزی بیاموزید...به اونور برید و این مطلب پربار(از علم و دانش و ...) رو بخونید..خلاصه...خیلی وقتتون رو نگیرم که زودتر برید به علم و دانشتون بیفزایید!!

انشاالله تعالی مقوله ی جابه جایی مدرسه در دست منتفی شدن هست...در این شبهای عزیز دست از دعا برندارید...توی این شبها میتونید بدون غم و ناراحتی دعا کنید...برای آخرت خودتون هم یکم توشه جمع کنید تو راه گشنه نمونید

آهای تویی که با دوست دخترت رفته بودی کافی شاپ با طعم تمشک!(به من چه؟خودتون تو نظرا گفته بودین!!) توبه کن! خدا تو را میبخشد!!

صدای ملکوتی اذان هم که به گوش میرسه از مسجد پرفیض محله...

ببخشید دیگه این مدلی شد آپ امروز...تو این چند شب عزیز تلویزیون همش از این چیزا میذاشت(ماهواره هم که حرام است اندر حرام!!!)

خوب دیگه...مثله همیشه...قربونتون برم! بای بای!(یواشکی سبز هم باشید البته)





نوع مطلب :
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ترانه

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :