تبلیغات
Jahanam-e-Farzanegan - ***من هنوز تو را دارم***
Jahanam-e-Farzanegan
 
یکشنبه 25 شهریور 1386 :: نویسنده : ترنم

سلام .امیدوارم خوب باشید .هر چند تابستون داره تمام میشه و من یکی خیلی حالم گرفته ست.

خوب چون اولین باره دارم می نویسم یه خورده خجالت می کشم ( قابل توجه اونایی که منو می شناسن ). خوب باید عادت کنم چون از اول مهر شاید دیگه شعر ننویسم و با خبرهای داغ و تازه در خدمتتون باشم. البته بستگی به سوژه های امسال داره . و تنها دلیلش اینه که من و ترانه توی یه کلاس نیستیم .

خوب یه خبر خوب من کانون این ترم قبول شدم البته بعد از ۲ بار خوندن یه کتاب تلاشم به ثمر رسید . که مشوق اصلیم مامانم بود گفت تو لیاقت نداری کلاسی ثبت نامت کنم. البته همه ی شما می دونید من دختر خوب و قدرشناسی هستم.

خوب حتما می خواین بگید چرا شعر ننوشتم نگران اون نباشید که..

خوب دیگه براتون پیشا پیش سال خوبی رو آرزو می کنم . با آرزوی موفقیت . فعلا بابای.

گاهی که دلم

به اندازه ی تمام غروبها می گیرد

چشمهایم را فراموش می کنم

اما دریغ که گر یه دستانم نیز مرا به تو نمی رساند

من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس

مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست

و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد

ویا کابوس های شبانه ام را نمی داند

با این همه نازنین این تمام واقعه نیست

از دل هر کوه کوره راهی می گذرد

و هر اقیانوس به ساحلی می رسد

و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد

از چهار فصل دست کم یکی که بهار است

من هنوز تو را دارم





نوع مطلب :
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ترانه

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :