تبلیغات
Jahanam-e-Farzanegan - فاش می کنیم!!!
Jahanam-e-Farzanegan
 
پنجشنبه 15 شهریور 1386 :: نویسنده : ترانه

سلام

خوبی؟ چطوری؟ چی کارا می کنی؟ کتاباتو خریدی؟ چه وحشتناک!!!!

خوب! بریم سر اصل مطلب. من امروز یه تصمیم بزرگ گرفتم.

فاش می کنیم

آره. امروز می خوام بگم ما کی هستیم. یعنی راستش کی بودیم؟ چه کلاسی بودیم؟ چه کارایی کردیم؟ چه بلاهایی به سر مدرسه و البته خودمون اوردیم. بذارین اول از تاریخچه ی این کلاس شروع کنم.  

از نخستین روزی که این کلاس به وجود اومد ارضل ها   (همون اراضل) هم جایی برای درس خوندن در مدارس خوب پیدا کردن. تا اونجایی که من می دونم از ۱۰ سال پیش تا حالا  ۵ تا در از جا دراومده در این کلاس البته علاوه بر این دو-سه باری هم به وسیله ی توپهای شیطان (همون شیطونک) شیشه ها و تابلوهای کلاسهای مجاور را شکسته و دیدن که ناظم زیبا با کلاس بغلی دعوا میکنه(دلم واسشون سوخت). چند باری با دفتر دعواهای سختی داشتن که البته چندتاییش هم نتیجه داشته البته برای دفتر!!!! به وسیله ی همین بچه ها تا حالا یه دبیر رو بیرون انداختن و کارهای بیشمار دیگه ای که الان من وقت ندارم توضیح بدم.

خوب شما فکر میکنید کدوم کلاس میتونه انقدر شجاع و متحد و البته ارضل باشه؟

درسته ۳/۳  سه ی سه

حالا.... یه سری کارا بود که ۳/۳ ایهای اولی انجامش رو به دوش نوه هاشون گذاشته بودن که هیچ سالی نتونست انجام بده.... تا بلاخره ما اومدیم و تونستیم تاریخ ۳/۳ رو درخشان تر از اون چیزی که بود بکنیم.

چیه؟ کفت برید؟ نقشه ی ایرانو حال می کنی از وسط تخته در اوردن؟؟؟؟؟؟

و حالا میرسیم به این عکس. همه چیزو واستون توضیح میدم. (از بالا سمت چپ)

۱. این که مشخصه چیه؟ نه؟

۲.این شعارایی که می بینید که الکی نیستش. اینا کاره یکی از بچه هاست که دولت و رهبر رو دوست داشت و برای همین هم  خواست نشون بده که محمود جون ما هم هستیم. (رئیس جمهور محبوب رو می گم)

۳.این عکسی که به درازا در سمت راست عکس میبینید لولای دره که دراومده و برای اینکه دفتر نیاد یه چیزی بمون یگه ما خودمون اینجوری جاش انداختیم

۴.این ساعته یه جریان طولانی داره....اول سال کلاس ما ساعت نداشت ولی یکی از بچه ها واسه اینکه بگه دفتر ما همه کار میتونیم بکنیم اینو اورد و زیرش هم اسمش رو چاپ کرد تا برای همیشه به یادگار بمونه 

۵. این یک دست نوشته از نیاکان ماست که یه مقداری می خواستن خودشونو واسه معلم لوس کنن ما از این کارا نمی کنیم.   

۶.این آخری هم که مشخصه... نیست؟ میز کلاس عزیزمونه با یک مشت ... چی بگم؟ همه چی هست... بیشتر جنبه ی تبلیغاتی داره این یکی. سی دی هم که اون زیر میبینید ماله پسردایی یکی از بچه هاست!!!(پسر دایی یکی از بچه ها عصبی نشو لطفاْ) پسردایی من بود می کشت منو.  نه میگو؟

خوب دیگه. واسه امروز بسه. زیادی لو دادم. بقیش باشه یه روز دیگه.

من برم دیگه. قربونتون

بای بای

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ترانه

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :