تبلیغات
Jahanam-e-Farzanegan - میبره،میشوره،میاره!!!
Jahanam-e-Farzanegan
 
چهارشنبه 29 خرداد 1387 :: نویسنده : ترانه

سلام،چطورین؟خوفین؟سلامتین؟

می بینم که کارنامه ها رو دادن،همچین قشنگ شدین همتون!اشکال نداره!فدای سرت!سال دیگه جبران می کنی!

تغییر بارم های ریاضی هم به درد خودشون خورد!اون سوالی که حذف کردن که نمرشو پخش کنن من درست جواب داده بودم!سوالای آخر هم که اصلا من نگاشون نکرده بودم رو بارمشون رو زیاد کرده بودن اون سوالای سختتر رو که من حل کرده بودم بارمشون رو کم کردن!پس سود که نداشت هیچ،ضرر هم داشت واسه من!

فرزانگانیا!پیشانی بندهای مشکی جدید مبارک!البته خوب اختیاریه،ولی کی دلش میاد این عمل سمبلیک و اعتقادی رو انجام نده!

راستی شعار جدید وبلاگ:جهنم فرزانگان: میبره،میشوره،میاره!(حالا دیگه خودتون بگین کیا رو؟)

یک خاطره هم واستون تعریف کنم دلتون شاد شه!دیروز یه خاله سوسکه ای دیدم، یه نگاهی بهش انداختم!

من:چه سوسک با شخصیتی!زنم میشی؟

اون:اگه من زنت بشم!منو با چی میزنی؟(رجوع شود به داستان خاله سوسکه!)

من:با هرچی که دستم برسه!

نزدیک ترین چیز دمپایی نیکتا بود،دمپایی رو بردم بالا با قدرت زدم تو سرش!

اون:هاهاها!بزن!بزن!دمپایی نیکتا نرم و سبکه!(نیکتا!در راحتی بی همتا!)

من:از جات تکون نخور!وگرنه شلیک میکنم!(در این لحظه تو یه دستم دمپایی نیکتاست تو یه دستم سوسک کش پیف پاف!)

اون:بیا ببینم مثلا می خوای چی کار کنی؟(اینجا چادرشو در اورد پرت کرد اونور!Smiley)

من هم شلیک کردم!

اون:واااایییی!عجب چیز باحالیه!نعشگی چه قدر حال میده آبجی!وایییی!بازم از اینا داری بم بدی؟(این اثرات پیف پافه!)

پیییییسسسس!ضربه ی آخر رو هم وارد کردم!اولش یه کم تلو تلو خورد!بعدم دار فانی رو وداع گفت!من همین جا مرگ جانسوز و جانگداز مادر و همسر گرامی رو به خانواده ی مرحوم تسلیت میگم!

 چند تا نکته ی مهم داشت این داستان!

۱.دمپایی نیکتا خیلی نرم و راحته!

۲.پیف پاف خیلی سوسک کش خوبیه!اگه سوسکهای گدا،متکدی،مزاحم،لات،اوباش،... دیدین،با سوسک کش پیف پاف بکشینش!

۳.این سوسکه اگه بال داشت این بلاها سرش نمیومد!!باید ردبول میخورد!(ردبول به شما بال میدهد!)

راستی!ساداتی خیلی دوستت دارم!دینی ۱۴شدم!!!البته خوب حقم بود!سر کلاسا یا داشتیم حرف میزدیم،یا نقاشی می کشیدیم یا فنگ می انداختیم شلوغ بازی کنیم،بخندیم!!از اول تا آخر سال یه دونه پیشنهاد یا تحقیق یا یه چیزی تو این مایه ها هم بش ندادم!خوب نمره نمیده دیگه!

یادش به خیر!روز معلم با موبایلش یه عکس از ما گرفت!نشسته بود تو کلاس داشت نگاه میکرد!هی می گفت:[....] جون عزیزم!چقدر قدت بلنده!ماشاالله!واااایییی!ترانه!بیا ببین چقدر خوشگلی!وایییی!sahate مقدس خانوم [......] عکس رو نورانی کرده!

عباسی هم که پژوهش داده بود ۱۰!بعد فهمیدیم اشتباه شده،درستش کرد!فکر کن یه دفعه ۱۰ نمره بیاد سر نمره هات!خر کیف شدم!

اجتماعی رو هم که اصلا حرفشو نزن!همه میرن کلاس شیمی،ریاضی،فیزیک...من باید برم اجتماعی و دینی بخونم تو تابستون!(من واقعا خوشحالم که دیگه اجتماعی نداریم،یکی از سنگین ترین بارهای زندگی از روی شونه هام برداشته شد!!)

من برم دیگه!

بای بای!





نوع مطلب :
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ترانه

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :