تبلیغات
Jahanam-e-Farzanegan
Jahanam-e-Farzanegan
 
یکشنبه 19 خرداد 1387 :: نویسنده : ترانه

سلام

چطورین؟خوبین؟تابستون خوبی نیست!دوستان هم قهر کردن بدتر شده!

شما در تابستان چگونه تفریح می کنید؟

بچه های شهرک که ماشاالله تا اوجایی که من از دوستان آمار گرفتم،تعداد درختای پارک و جاده سلامت رو حفظ شدن!بازم جای شکرش باقیه!تفریح سالمیه!

سرگرمی های مفرح زیادن!حالا اینجا ما به یه چند تاییشون اشاره می کنیم!شما دیگه متناسب یا سلیقه ی خودتون انتخاب کنین!

۱.خرزدن:خوب این روزا همه مشغول خر زدن و درس خوندنن!و همینجور میرن کلاسهای تقویتی و کنکوری ثبت نام می کنن!سه جلسه در هفته زیست!دو جلسه در هفته فیزیک!۲ جلسه ریاضی!۲ جلسه زبان!

۲.دخترا می تونن برن دنبال مانتوی فشنگ بگردن!!!!اگه چیزی پیدا کردین به من هم بگین!(صد رحمت به مانتوهای پارسال!اینا چیه آخه؟؟)

۳.خودکشی:این روزا همه خودکشی می کنند!شما چه طور؟؟؟

دیدین؟مد شده!دختر پسر هم فرقی نمیکنه!همه می تونن به این سرگرمی مفرح بپردازن!ولی اگه نمردین یه کم زجر بعدش زیاده،ولی خوب تفریحه به هر صورت!از بی کاری بهتره!شما هم یه بار امتحان کنین!راه هم زیاد هست!(مسئولیتش با خودتونه البته!)

۴.می تونین مثل من شجره نامه بکشین!انقدر خوبه!مفید هم هست!البته به یه خانواده ی پرحوصله نیاز دارین(چون خیلی باید سوال کنین)!من از امروز شروع کردم،کلی پیش رفتم!تازه باحال تر از همه اینه که ازدواج فامیلی هم توش باشه...بعد مجبور میشین شجره ی سه نسل عقب تر رو بکشین که معلوم بشه اینا فامیلن یه جوری!!!!(سخته....ولی ممکنه!)

۵.می تونین آهنگ گوش کنین!آلبوم جدید آریان هم اومده،یکی از آهنگاشونم با کریس دی برگ خوندن(نوری تا ابدیت)،کیوسک هم خوبه واسه یه مدت خنده(محسن نامجو هم توصیه میشه)!آهنگ غم انگیز هم میتونین گوش کنین،گریه کنین!(البته بدون گوش دادن آهنگ غم انگیز هم میشه گریه کرد!)

۶.یه ساز هم برین یاد بگیرین،خوبه!من قانون خیلیی دوست داشتم ولی اینجا اصلا مدرس نیست واسش،تهران هم کم هست.از ناچاری گیتار(کلاسیک) میزنم!تار،ویولن و پیانو هم توصیه میشه!

دیگه فعلا همینا واسه یه مدت کارسازه!

خبر مهم ولی بد:متاسفانه باید بگم که ترنم دیگه نمی خواد بنویسه!من همین جا از ترنم می خوام که در تصمیمش تجدید نظر کنه!من تنهایی بدون تو چی کار کنم؟

من دیگه برم!

بای بای





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 14 خرداد 1387 :: نویسنده : ترانه

تابستونه فصل شادی و خنده                        بچه ها توی کوچه مثل چند تا پرنده

تابستون فصل سر زدن به هر سو                   به کوهستان به جنگل مثل آهو

اههه!ببخشید!افتاده بود سر برنامه کودک!(ولی وجدانا دیدین؟به محض اینکه امتحانا تموم میشه دو تا برنامه درمیون این آهنگ رو میذاره!)

حالا...سلام

چطورین؟خوبین؟

حوصله ام سر رفت!(نیست من خیلی خرخونم و در طول امتحانا خیلی درس خوندم،حالا حوصلم سر رفته)تا آخر تابستون من می خوام چه گِلی به سر خودم بگیرم،نمی دونم!

بلاخره تابستون شروع شد!جشنشم دیروز گرفتیم!عجب جشنی هم بود،جای کسایی که دعوت بودن نیومدن خیلی خالی بود!زحمتشم «آتیش پاره» جون کشیده بود!

اولش یه review کردیم از ۹ماهی که با هم بودیم.درباره ی همه ی شیطونیا،همه ی خاطره ها،همه ی تقلبای سر امتحان،یاد دبیرا افتادیم،کارایی که سر کلاسا کرده بودیم،ضایع شدنا!یادشون به خیر!یه بار بدجوری من و مهسا سر کلاس ریاضی ضایع شدیم!مهسا داشت توی جزوه یه چیز مهمی رو می نوشت منم سرم رو اورده بودم پایین داشتم می خوندم(خوب دستخطش ریزه،چی کار کنم؟)مهسا هم همینجور داشت به نوشتن ادامه می داد!بعد یه دفعه خانوم عطار گفت:مهسا!جزوت رو خط خطی نکن!خوب نیست!منو مهسا جفتمون خشک شدیم!(داشت پای تخته تمرین حل میکرد!یه دفعه روشو برگردوند،شانس نداریم که)

خاطره ها که تموم شدن(البته خاطره ها که تموم نمیشن فک هممون درد گرفت از بس حرف زدیم)آتیش پاره آهنگ گذاشت همه پریدن وسط!انقدر منگل بازی در اوردن!بعضیا جوگیر شده بودن!با ساسی مانکن تانگو می رقصیدن!با آهنگ عزیزم امید بندری!(اسمتو نمیارم ضایع نشی)

قابل توجه ترنم!ما تا ساعت ۱۱:۳۰ اونجا بودیم!کاش وقتی کانون تموم شد میومدی!خییییلییی خوش گذشت!

اونجا یه بساطی هم داشتیم با این وبلاگمون!آتیش پاره اومد گفت جریان مهمونی رو آپ نمی کنی؟؟

من:ها؟!؟نه!نمی دونم!

jigmal یه دفعه اومد گفت:اههه!وبلاگت چیه؟

من:هااا!؟!وبلاگ؟کدوم وبلاگ؟وبلاگ نبود!من وبلاگ دارم بچه ها؟

بچه ها:بـــــــــــــــــــــلـــــــه!

من:آها!خوب مرسی!(رازداری رو حال میکنین؟)

حالا به jigmal که گفتم جهنم فرزانگان مال ماست،jigmal همین جوری مونده بود!Smileyهی می گفت اونا خیلی باحال بودن!(دست شما درد نکنه!من بی حالم؟؟)بعد جالب اینجاست،یه بار اومد از خودم پرسید اینا رو میشناسی؟منم کاملا انکار کردم و گفتم نه!خودم هم دنبالشون می گردم!(میبینی زندگیو؟)

خوب دیگه!اینم مثل همیشه،حواشی مهمونی:

۱.آتیش پاره:یه روز بود من اعصابم خورد بود...یعنی اون روز یه جورایی خیلی اعصابم خورد بود(خوب آتیش پاره جون؟؟قشنگ معنی می کنی!دیگه چی کارا بلدی؟؟)

۲.آتیش پاره وقتی می خواست بره چیزی بیاره از یکی از درها می رفت بیرون از اون یکی میومد داخل!ستاره دم اون دری که آتیش پاره ازش رفته بود بیرون ایستاده بود منتظر آتیش پاره!بعد من خیلی متفکرانه به ستاره نگاه کردم گفتم:«الان آتیش پاره از اون در میاد داخل!حالا ببین!»هنوز کلامم منعقد نشده بود،آتیش پاره همون دری که ستاره کنارش ایستاده بود رو باز کرد اومد تو!!!(دستت درد نکنه!یعنی از این قشنگتر امکان نداشت بتونی ضایع کنی!)

۳.آتیش پاره دستتو رو کنم؟؟آتیش پاره داشت می گفت:بچه ها!دادشم میره history رو نگاه میکنه و از این چیزا!

من:هاهاها(قهقهه ی شیطانی!)می خوای یادت بدم چه جور پاکش کنی؟

آتیش پاره:آره!وایسا برم بیارمش!(لپ تاپ رو میگفت)

به آتیش پاره که یاد دادم یه دفعه دیدم ۱۰۰ نفر پریدن بغلم کردن گفتن:واااای!ترانه!دستت درد نکنه!ایول!(ملت خلاف رو میبینین؟؟شماها کجا میرین که می خواین history رو پاک کنین؟؟)

۴.یه پسر عمه ای آتیش پاره داره هممون ازش خواستگاری کردیم!ولی متاسفانه همه رو رد کرد!فقط jigmal جون رو قبول کرد!که قرار شد jigmal بره تو فریزر پسر عمه ی مذکور هم بره تو زودپز که اندازه ی هم بشن!وااااای خدا!این بچه انقدر ناز بود!پسر خوشگل ندیده بودیم که دیدیم!(یک سالشم نبود البته)

 

همین دیگه!

تابستون خوش بگذره!هرجا رفتین جای ما رو هم خالی کنین!

بای بای





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه 5 خرداد 1387 :: نویسنده : ترانه

سلام!

به به...به به...در شرف(shorofe)شروع تعطیلات دل انگیز(!) تابستون هستیم!امتحانا هم که....یک از یک بهتر!!!!!(جون خودت!)

با کمک بچه ها و مسئولین محترم گلچین سوالات رو تهیه کردیم و البته با پاسخ تشریحی!(سوالات کاملاْ کنکوری و نکته ای هستن!یادداشت کن،عقب نمونی!)

۱.فیزیک:اگر وسیله ای در هر دقیقه ۲۰۰ زول انرژی تولید کند،در ۱ساعت چقدر انرژی تولید می شود؟

۱۲۰۰۰=۲۰۰X ۶۰:پاسخ

۲.دین و زندگی: ــــــــ ، ــــــــ ، ـــــــــ داده ایم بخورید!!

پاسخ:از آنچه،که به شما،روزی داده ایم بخورید!!!!(سوال امتحان بود واقعاْ!!!)

۳.شیمی:ماده ای قهوه ای تیره که بوی نامطبوعی دارد چیست؟

پاسخ:نفت!!!

۴.زیست:اگر گنجشک،عرب باشد تحت تاثیر کدام یک از عوامل بروز صفات می باشد؟

پاسخ:هم وراثت و هم محیط(مورد خاصه،دقت کنین می فهمین!)

۵.ریاضی:مثلث خیام-پاسکال را رسم کنید؟

پاسخ:این سوال حذف میشه!چون خیام مشروبات الکلی(?!؟) زیاد مصرف می کرده به حرفاش و کاراش اعتمادی نیست!

۶.زبان:how's John Franklin's wife?

پاسخ:how's your sister?(از توضیح اضافی معذوریم)

۷.چند تا مرد را نام ببرید که در کتاب سال اول گریه کردن؟

پاسخ:رستم،جلال الدین،مجنون،...(اههه!مردا هم گریه می کنن؟)

۸.مطالعات اجتماعی:رئیس جمهور باید چه صلاحیتهایی داشته باشد؟(۲مورد)

پاسخ:مدیر و مدبر بودن(?!؟)،دارا بودن حسن سابقه(?!؟)(رئیس جمهور ما کدوم اینا رو داره؟)

۹.زبان فارسی:عبارت زیر را کامل کنید:

از امتحان نمی ترسم چون ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاسخ:از امتحان نمی ترسم چون ترسی ندارم!!!(جواب یکی از بچه ها این بود!!)

۱۰.عربی رو هم تحریم کردیم!چون مخاطب سوال ها مذکر بودن!و اونا رعایت حقوق ما رو نکرده بودن!و ما اعتراض داریم!اصلاْ واسه همین بود که بچه ها به جای تصحیح خطا توی ترجمه متن عربی رو عوض کرده بودن!

 

و حالا حواشی امتحانات:

۱.دبیر زبان(نمیشناختم) سر امتحان دینی ما:بچه ها!دینیه!یه چیز بنویسین بره!مهم نیست!هرچی شنیدین!اینور اونور!سخن ها رو هم میشه از خودتون در بیارین!

ما:نههههه!استغفرالله!!!!ما تو سخن امام دست ببریم؟؟؟الله اکبر!!!!

۲.بچه ها خطاب به آقای سواری که مراقب امتحان زیست بود:آقای سواری!غرقابی کردن یعنی چی؟

سواری:یعنی یه آبی باشه بعد یه جوری که غرق شی توش!(این سواری جوکر بوده بعد اومده شده دبیر!!سر امتحان مرده بودیم از خنده با حرفاش!)

۳.خانوم بن عباس اومده بود سر امتحان زبان فارسی کشوری مثلا رفع اشکال:

بچه ها!سوال ۱ رو توجه کنین!باید نشانه گذاری کنین!من یه دور می خونم از روش که بفهمین!(ایول بابا!)واسه سوال ۷!این مصدر هایی که داده یه کم سختن!میتونین از مترادفاشون استفاده کنین مثلا به جای خفتن از خوابیدن و به جای خاستن از خیزیدن استفاده کنید!(بن عباس تو دیگه کی هستی؟)واسه سوال ۱۴!یادتونه که فعلها گذرا و ناگدر بودن بعد اونایی که گذرا بودن گزاره هاشون غیر ساده میشد!حالا این رو جواب بدین!(یه جمله ی ضایع مفعول دار بود گفته بود مشخص کنین گزاره ساده است یا غیر ساده!!)......

۴.خانوم ساداتی قبل از امتحان فیزیک بین جمع کثیری از دانش آموزان در حیاط:  ما سر امتحان تعاون داریم!و به این نمی گن تقلب!این تعاونه در راه پیشبرد اهداف ملی....!(دمت گرم ساداتی!)

ما:خانوم ساداتی وقتشم بیشتر کنین لطفا!

۵.سر امتحان زبان فارسی یه دفعه صدای بیق بیق اومده!همه سرشونو بلند کردن!این ور اون ور رو نگاه کردن!ولی خانوم نادری  تو هپروت بوده نفهمیده!بازم یه کم گذشته اون بیق بیق به آهنگ تبدیل شده!نادری در حالی که خیلی زیرکانه نگاه می کنه به بچه ها و احساس می کنه مچ گرفته:مال کیه؟(با لحن مخصوص) یکی از بچه ها:خانوم مال خودتونه! نادری:اههه!حواسم نبود!زنگشو عوض کرده بودم!

 

همین دیگه!چهار شنبه هم امتحان ریاضی سمپاد کشوریه!

امیدوارم هروقت به آینه نگاه می کنین یه چهره ی شاد و خندون ببینین!

(ما که ندیدیم)

ما بریم دیگه!بای بای!





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 16 اردیبهشت 1387 :: نویسنده : ترانه

سلام

بلاخره مدرسه ها هم تموم شد...خوب بودا!(البته به جز نمره هاش)تازه داشتیم می فهمیدیم مدرسه یعنی چی؟هفته ی آخر جهنممون رو بهشت کرده بودیم...انقدر خوش گذشت...از شنبه تا حالا ما درس نخوندیم(البته به جز دینی...که خوب یه درس اعتقادیه و نمیشه کنار گذاشتش)

البته خوب آبروی من هم جلوی دبیرا رفت...از اول سال تا حالا تمام سعیم این بود که بچه مثبت باشم سر کلاسا...ولی این ۳ روز آخر نمی شد بزن و برقص ها رو تعطیل کرد...مخصوصاْ امروز که تولد منشاء کمال هستی بود:

سر کلاس نشسته بودیم و همه داشتیم به درس شیرین و دل انگیز دینی گوش میدادیم بعد یه دفعه:

 یکی از بچه ها:خانوم ساداتی!تولدتون مبارک...

-واااااای!(سرخ شد اینجا) شما از کجا فهمیدین...خجالتم دادین

بچه ها: پروین!پروین!می خونیم با دلی شاد!اینم کادوی جشنت تولدت مبارک باد...

بازم همه نشستن و به درس شیرین و دل آرا و دل انگیز دینی گوش دادن...که یه دفعه:

-تیییشششش توق!(حال کردی صدا رو؟)

ساداتی:چی بود؟بی ادبا!الان میرم دفتر می گم!(تریپ بچه مهدکودکی رو داشتی؟)

رفت دفتر واقعاْ!!!!!Smiley

بچه ها:کی بود!خیلی باحال بود!ایول!چطوری تونستی این کار رو بکنی؟

در کلاس باز شد و عظیمی وارد شد:

-شما همه چیز رو باید به مسخره بگیرین؟

-بله!پس چی؟Smileyحالا چی شد؟خانوم ساداتی دیگه نمیان سر کلاس؟(نیش همه تا بنا گوش بازه اینجا)

-فعلاْ که خیلی عصبانیه...

رفت بیرون...بچه ها شروع کردن یکی زد سر میز بقیه هم دور ورداشتن....یه دفعه در باز شد...خانوم عظیمی که نمی دونست چجوری جلوی خندشو بگیره وارد شد:والا پررویین!موندم پشت در،ببینم چی کار می کنین...دوباره رفت بیرون و بازم بچه ها شروع کردن...برای بار سوم در کلاس باز شد و ساداتی خشمگین(واییییی!ترسیدم!!!) وارد شد...

-خجالت بکشین!حتماْ باید بتون بگم [...]؟(ای بی تربیت)حالا کی بود که این کار زشت رو انجام داد...

-خانوم دست خودمون که نیست...

-یعنی چی که دست خودتون نیست؟؟پس دست منه؟

-آخه سه روزه باد شده...خوب می ترکه دیگه(همون جا سر کلاس باد کرد بادکنکرو)

-سر کلاس من؟

-ببخشین خانوم شما!تولدتون مبارک...

خداییش خیلی حال داد...تولد از این باحال تر ندیده بودم!ولی گناه داره بیچاره!خیلی اذیتش کردیم...

و حالا!!!امروز یه معرفی هم داریم!

بکس زیبا رو که همه میشناسین...حالا اینا سه تفنگدارشونن!اینا فقط اسمشون سه تفنگدار نیست!یک مادرای فولاد زره ای هستن که بیا و ببین!مسئول ادب و نظم بکس زیبا هم هستن!(یکیشون از بقیه بیشتر)انقدر هم همدیگرو دوست دارن که بازم بیا و ببین...عکسشون رو گذاشتم تو ادامه ی مطلب.

من رفتم دیگه!فقط تو رو خدا انقد دعوا نکنید با هم تو نظرای وبلاگا(کلاْ عرض کردم)!مهر،محبت،دوستی،صفا،صمیمیت(با لحن کلاه قرمزی)!

بای بای



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 :: نویسنده : ترانه

سلام.چطورین؟خوبین؟خوش میگذره؟همایش خوش گذشت؟کدوم بهتر بود؟؟

ما نمی خواستیم اول در مورد این همایشها آپ کنیم...ولی دیدیم دوستان آپ کردن گفتیم ما هم(به رسم پارسال)جوابیه بزنیم.چون دوباره همون فرد یه طرفه به قاضی رفته...ا Smiley

برای همایش شیمی که فقط یه گروه از فرزانگان اومده بودن که دستشون درد نکنه،مقالشون خیلی قشنگ و جالب بود و رسما گل کاشتن!(اسلایدهاشون هم خیلی قشنگ بودSmiley)خود همایش هم واقعاْ منظم و خوب بود فقط دکتر کوتی یه کم(یه مقداری از یه کم بیشتر) زیاد حرف زد.همون طور که دوستان گفتن، کاری فراتر از حد انتظار از یک دانش آموز انجام داده شد و جای تشکر و تحسین داره ولی این فقط یه طرف قضیه است،پشت تمام این کارهایی که آقای فرح بخش لطف کردن و انجام دادن،آقای سرکوهکی نشسته بود،کسی با کلی تجربه ی همایش و ...پس بی دلیل نیست که همایش این طور خوب و با برنامه برگزار بشه...آقای سرکوهکی اونجا بودن و به لحظه لحظه ی همایش نظارت داشتن و به همین دلیل هم بود که غرفه های همایش شیمی به یه پاتوق یا یه چیزی شبیه این تبدیل نشده بود....

من تو جریان بیشتر مراحل آماده سازی همایش ریاضی بودم و شاهد بودم که دبیرهای همایش چقدر زحمت کشیدن،این همایش واقعا حاصل دسترنج چند ماه زحمت بچه ها بوداسم آقای عسکری روی همایش بود.ولی تا اونجایی که من می دونم،ایشون حتی مقالات رو هم نخونده بودن!

من نمی خوام از همایش ریاضی دفاع کنم صرفا به خاطر اینکه دبیرای همایش فرزانگانی بودن...بله!واقعا ضعفهایی رو داشت و همه هم اون ضعف ها رو احساس کردن!ولی این تجربه ی اول چند تا دختر دوم دبیرستانی بود...

درضمن!نود درصد بی برنامگی ها از جانب کادر مدرسه بود.که خیلی از برنامه های بچه ها رو دقیقه ی آخر عوض کردن...و مشکل میکروفون هم بازم مشکل امکانات مدرسه است

خوب حالا می رسیم به حواشی همایش ها:

1. تو همایش شیمی آقای خاکسار با ورود و حضورشون غوغا کردن و از همین جا از طرف همه ی بچه های فرزانگان و بهشتی بهشون میگم که خیلییی دوسشون داریم...Smiley

2.بعضیا نشون دادن که چقدرررر پاچه خوارن....Smiley

3.بعضیا(2) نشون دادن که چقدرررر صداشون باحالهههه!

4.بعضیا(3) نشون دادن که کاملاً خوابشون میاد،سر اسلایدها،در حین ارائه چرت میزدن...

5.آقای x داشت ارائه میداد،بعد یه دفعه آقای y که بی مو! تشریف دارن یه حرکتی انجام دادن که باعث شد آقای x همون جا وسط ارائه بترکه از خنده....به شدت صحنه ی دیدنی ای بود،جای کسایی که نبودن خالی بود

6.من خودم اینو ندیدم...ولی بچه ها می گن وسط ارائه ی آقای فرح بخش،خانوم طالب زاده بلند شده گفته ارائه تون جالب نیست،یه کم سوال بپرسین جالب بشه!!!آقای فرح بخش!اگه واقعاً این جوری بوده،من به جای ایشون عذر می خوام از شما...

7.در آخر هم بازم از بچه های فرزانگان که تو همایش شیمی مقاله دادن تشکر می کنم و امیدوارم که موفق باشن،ایشالا ساله دیگه دبیر همایش(پا تو کفش مردم نذارین،همین همایش ریاضی خودمون رو گفتم)بشین...

یه چیز جالب هم اینکه دوستان که تو همایش ریاضی نبودن،این همه خبر از کجا اوردن؟؟؟البته خوب با اون همه فیلم بردار و عکاس و خبرنگار که اینا با خودشون اورده بودن،اگه کسی هم نیاد کاملاً می تونه بفهمه از اول تا آخر همایش چه خبر بوده...[ما که بخیل نیستیم]

خوب من برم دیگه!مدرسه ها هم تعطیل شدن فردا!خوش بگذره و اینا...

قربان شما

بای بای





نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 13 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ترانه

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :